تفاوت معجزه پیامبران با کارهای خارق العاده ی مرتاضان

سؤال:

همانگونه که پیامبر کارهای خارق العاده ای با نام «معجزه» انجام می دادند ساحران و مرتاضان هندی هم کارهای بسیار عجیب و خارق العاده ای را انجام میدهند پس چه فرقی بین آنها هست؟!!

 

جواب:

1 ـ معجزات متکى به نیروى الهى است در حالى که سحر وخارق عادت ساحران و مرتاضان از نیروى بشرى سرچشمه مى گیرد، لذا معجزات بسیار عظیم و نامحدود است در حالى که سحر و خارق عادت مرتاضان محدود مى باشد.

به تعبیر دیگر آنها فقط کارهائى را انجام مى دهند که تمرین کرده اند، و براى انجام آن آمادگى دارند، هرگز هر کارى به آنها پیشنهاد شود انجام نمى دهند، و تاکنون دیده نشده مرتاض یا ساحر بگوید من آماده ام هرچه بخواهید انجام دهم، چرا که هرکدام در رشته اى تمرین و آگاهى دارند.

درست است که انبیاء معجزاتى را شخصاً و قبل از مطالبه مردم ارائه مى کردند (مانند قرآن پیامبر اسلام، و معجزه عصا و ید بیضاى موسى، و احیاى مردگان توسط مسیح) ولى هنگامى که امتها به آنها پیشنهادهاى جدیدى مى کردند مانند شق القمر، یا برطرف شدن انواع بلاها از فرعونیان، و یا نزول مائده آسمانى براى حواریون، و مانند اینها، هرگز از آن استنکاف نداشتند (البته به شرط اینکه براى کشف حقیقت باشد نه به عنوان بهانه جوئى لجوجان).

لذا در داستان موسى (علیه السلام) مى بینیم که فرعونیان از او مهلت طولانى خواستند تا تمام ساحران را جمع کنند و مقدّمات کار را فراهم سازند و به عنوان فَاَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفّاً (طه 64) تمام نیرو و توان خود را متمرکز سازند و به کار گیرند، در حالى که موسى (علیه السلام) نیازى به این مقدمات نداشت، و بعد از مشاهده سحر ساحران تقاضاى مهلتى براى نحوه مبارزه با آنها نکرد چرا که او متکى به نیروى الهى بود و ساحران متکى به نیروى محدود انسانى.

به همین دلیل خارق عادات بشرى قابل معارضه و مقابله به مثل است، و انسانهاى دیگرى مى توانند همانند آن را بیاورند، و نیز به همین دلیل آورنده آن، هرگز جرئت نمى کند که «تحدّى» یعنى دعوت به مقابله کند و بگوید هیچ کس توانائى انجام آنچه را که من انجام مى دهم ندارد، در حالى که معجزات چون قطعاً از هیچ انسانى (با نیروى بشرى) ساخته نیست، همواره توأم با تحدّى بوده است، و مثلاً پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله) مى فرموده: «اگر تمام انس و جن جمع شوند که همانند قرآن را بیاورند توانایى ندارند»!

و نیز به همین جهت هنگامى که خارق عادات بشرى در برابر معجزات قرار گیرند به زودى مغلوب مى شوند، و سحر هرگز با معجزه پهلو نخواهد زد، درست همان گونه که هیچ انسانى قدرت معارضه در برابر پروردگار را ندارد.

نمونه این مسأله در قرآن مجید به خوبى در داستان موسى و فرعون دیده مى شود که آنها تمام ساحران را از شهرهاى کشور مصر جمع آورى کردند، و مدتها مقدمه چینى براى ارائه سحر داشتند و نقشه ها ریختند، و سرانجام در یک چشم برهم زدن در برابر اعجاز موسى (علیه السلام) همه نقش برآب شد.

 

2 ـ معجزات چون از سوى خدا است نیازى به تعلیم و تربیت خاص ندارد در حالى که سحر و ریاضتهاى ساحران همیشه به یک رشته تعلیم و تمرینهاى مستمر نیاز دارد به گونه اى که اگر شاگرد به خوبى تعلیمات استاد را فرا نگرفته باشد ممکن است در مجلسى که در حضور مردم تشکیل مى دهد به خوبى از عهده بر نیاید و رسوا شود؛ و به تعبیر دیگر معجزات در هر لحظه اى بدون هیچ سابقه اى ممکن است انجام گیرد در حالى که خارق عادات امورى است که به طور تدریجى و با مرور زمان، آشنائى و مهارت نسبت به آن حاصل میشود و هیچگاه به طور دفعى و ناگهانى انجام پذیر نیست.

 

3 ـ وضع آورندگان معجزه، گواه صدق آنها است طریق دیگر براى شناخت معجزات از خارق عادات بشرى، مقایسه حال آورندگان این دو است. آورندگان معجزه از سوى خدا مأموریت هدایت مردم را دارند لذا اوصافى متناسب آن دارند، در حالى که ساحران و کاهنان و مرتاضان، نه مأمور هدایتند و نه چنین اهدافى را دنبال مى کنند و هدف آنها معمولاً یکى از امور سه گانه زیر است:

    ـ اغفال مردم ساده لوح.

    ـ کسب شهرت در میان توده عوام.

    ـ کسب درآمد مادى از طریق سرگرم ساختن مردم.

هنگامى که این دو گروه (پیامبران و ساحران و مانند آنها) وارد میدان مى شوند، هرگز نمى توانند براى مدت طولانى منویّات و اهداف خود را مکتوم دارند، چنانکه ساحران فرعونى، قبل از آنکه وارد میدان شوند از او درخواست اجر و پاداش مهم کردند و فرعون هم به آنها وعده اجر مهمى داد، قالُوا اِنَّ لَنا لاََجْراً اِنْ کُنّا نَحْنُ الْغالِبینَ ـ قالَ نَعَمْ وَاِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبینَ (اعراف 113 و 114).

در حالى که پیامبران کراراً مى گفتند: «وَما اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْر» : «هیچ پاداشى از شما نمى طلبیم» (شعراء 109) (این تعبیر در چندین آیه قرآن مجید درباره چندین پیامبر آمده است).

کوتاه سخن اینکه مطالعه در سوابق زندگى این گونه اشخاص و چگونگى استفاده از خارق عاداتى که انجام مى دهند، و همچنین توجه به همسوئى آنها نسبت به طیفهاى مختلف اجتماعى، و نیز طرز رفتار و اخلاق آنها راهنماى خوبى براى شناخت «سحر» از «معجزه» است، و قطع نظر از تفاوتهاى دیگرى که در بالا ذکر شد تشخیص معجزات از سحر و خارق عادات دیگر از این طریق کار آسانى است.

آرى ساحران افرادى مفسدند و عملشان باطل است، و مسلماً چنین عملى نمى تواند اثر اصلاحى در جامعه داشته باشد.

آرى کار ساحر خدعه و نیرنگ است، و طبعاً روحیاتى هماهنگ با آن دارد، آنها افرادى متقلب و خدعه گرند، و از خلال صفات و اعمالشان به زودى مى توان آنها را شناخت، در حالى که اخلاص و پاکى و صداقت انبیاء سندى است که با اعجاز آنها آمیخته و روشنائى بیشترى به آنها مى دهد.(1).

 

----------------------------------------------------------------

1 ـ برگرفته از: تفسیر پیام قرآن، ناصر مکارم شیرازی، ج 7، ص 288

مطالب مرتبط :

» چند اشکال بر معجزه بودن قرآن!

   چند اشکال به معجزه بودن قرآن   اشکال اول: فصاحت و بلاغت قرآن یکی از اشکالاتی که مخالفان بر قرآن وارد کردند این است که در قرآن جملاتی به کار رفته که با اسلوب فصاحت و بلاغت و با قواعد عربی سازش...

» از کجا معلوم که مخالفان، قبلاً مثل قرآن را نیاورده اند؟

  سؤال: در قرآن آمده است که : «اگر درباره‌ی آنچه بر پیامبر نازل کردیم شک دارید (لا اقل) یک سوره همانند آن بیاورید.»(1). در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که: از کجا که مخالفان مثل آن را در گذشته...

» چرا از میان سیاهپوستها هیچ پیامبری مبعوث نشد؟!

  سؤال: چرا از ميان اقوامي چون سرخ پوست و سياه پوست پيامبري بر نخواسته است؟!   جواب: نكته قابل تذكر اين است كه ظهور پيامبر از ميان اقوام غير سرخپوست يا زردپوست هيچ مشكلي ايجاد نمي‎كند زيرا ديني...

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پیامبران تفاوت معجزه پیامبران با کارهای خارق العاده ی مرتاضان